محمد حسين بن مهدى فراهانى
95
سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى )
مست و مدهوششان يافتم . در اين مقام جملهء معترضه به خاطرم رسيد و آن اينست كه : زمرهء عقيدهشان بر اين ، كه تلگراف از مخترعات جديده است و فرنگيان اختراع كردهاند ، و طايفه [ اى ] از فضلا بر اين هستند ، كه اختراع تلگراف از حكماى يونان است و در زمان اسكندر رومى بوده . چنانچه نظامى بعد از آنكه به حكم الب ارسلان از روى تواريخ اهل اسلام و يهود و نصارى و هنود احوالات اسكندر را به نظم آورد ، در مقام مخترعات و كارهاى بزرگ اسكندر مىگويد : چو عزم جهان گشتن آغاز كرد * به رشته زدن رشتهها ساز كرد جاى ديگر نيز اشاره به تلگراف است : شنيدم رسن بسته [ اى ] سوى دار * بر او تازگى يافت چون نوبهار ديگر معلوم نيست اسباب تلگراف به چه وضع بوده است . و عقلا هم زنجير عدل نوشيروان به وضع تلگراف مىنمايد كه بلاواسطه رعيت با سلطان تكلم مىكرده ، و بعد اين فقره مهمل و متروك ماند تا اوايل جمهورى فرانسه . در سنهء هزار و دويست و نه تجديد اين اختراع در مملكت فرانسه شده به واسطهء علايم نه به وضع حاليه . و در سنهء هزار و دويست و سى و شش ايجاد تلگراف برقى در فرانسه گرديد ، تا آنكه در سنهء هزار و دويست و شصت در دولت عثمانى معمول شد . حالا در مقام جديد و قديم بودن تلگراف نيستم بلكه مقصودم در اين مقام دو فقره است : اول آنكه اجزاى تلگرافخانهء هر ولايت را اهل خود آن ولايت نبايد قرار داد ، به علت آنكه تلگرافچى اهل ولايت با بعضى شخصا دوست و آشنا و خويش است ، و بالطبع چيزى كه متعلق به طايفه و دوستان او باشد مخفيا به صاحبانش خواهد رسانيد ، و با برخى هم دشمن است و عداوت شخصى دارد و بالطبع چيزى كه نقص دشمنان او است محض اظهار رشادت و كفايت ، مذاكره خواهد كرد . پس بيشتر امور به واسطهء غرض شخصى اجزاء تلگراف پنهان نخواهد ماند و اغلب مطالب بروز داده مىشود ، و ناچار بر اين ابراز فتنهها مترتب خواهد شد . و حكام و عمال اهل ولايت نيز همين حالت را دارند . پس بهتر اينست كه هر سال در هر ولايت تجديد اجزاى تلگراف كنند تا اجزاء تلگراف با اهالى دوست و آشنا نباشد و امور محرمانه بماند . ثانى آنكه ، اجزاى تلگراف بايد مست و مخمور و شرابخوار نباشند . روايت سه طايفه است كه مست و مخمور و شرابخوار بودن آنها